با گذري بر ونداليسم و تقابل سنت و مدرنيته
گسترش ونداليسم و علل آن
عصيان روزافزون انسان، به خصوص نسل جوان، نه تنها نشان دهنده احساس اجحاف و درماندگي توأم با خشم، پرخاشگري و آشوبگري آنان است، بلكه معرف تحميلات اجتماعي و تجويزهاي نيروهاي قاهر و سركوبگر بيروني در جامعهاي است كه به جاي در نظر گرفتن نگرشها، باورها، رفتارها و الگوهاي فرد، گروه، قشر يا نسلي ديگر، تنها نگرشها و الگوهاي خود را به آنان تجويز ميكند. در حقيقت ونداليسم واكنشي است در مقابل برخي از صور فشارها، تحميلات، ناملايمات،اجحاف و شكستها كه مبين تمايل به تخريب آگاهانه، ارادي و خودخواسته اموال،تأسيسات و متعلقات عمومي است.(ژانورن، 1367: 28؛ تبريزي، 1367: 194 ـ 195) البته تحقيقات پژوهشگران نشان مي دهد ونداليسم دارای انواع بسياری است (ويلسون و هيلی، 1986) که بسياری از آنها خارج از حوزه بحث ماست و ما برحسب چارچوب نظری بحث که به کنشها و واکنشهای نسلها عطف مي کند، گونه ونداليسم گروه های بزهکار و گونه جديد از ونداليسم را تحت عنوان "ونداليسم نسلي" برای اولين بار معرفي مي کنيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت 6:41 توسط شبیری-جی:صدیقه وحیدی نیا
|